خرید بک لینک
  حکایت     بارانی   بی امان است
اینگونه که من
دوستت می دارم.
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راه ها تاختن
بی تاب، بی قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
چون خونی در دل
که همواره
فراموش می شود.
حکایت بارانی بی قرار است
اینگونه که من
دوستت می دارم.

برچسب: نویسنده: سجاد موسوی تاريخ: دوشنبه 10 دی 1397 ساعت: 20:30

صفحه بندی